تبلیغات
فَاطِمَةَ الزَّهرَاءِ (س) - فَاطِمَةَ معصومه سلام الله علیها

نقش فاطمه زهرا «علیهاالسلام» در اتحاد و انسجام اسلامى (1)

آموزه وحدت در ابعاد گوناگون زندگانى دختر پیامبر اكرم «صلى الله علیه و آله و سلم»، حضرت فاطمه زهرا «علیهاالسلام» سارى و جارى است. او دختر كسى است كه محور وحدت امّت اسلام خوانده مى‏شود؛ همان كسى كه همه مسلمانان به او عشق مى‏ورزند و به مقام بلند و ملكوتى او احترام مى‏گذارند. فاطمه زهرا «علیهاالسلام» كه همواره سیره پدر را الگو و سرمشق خویش قرار داده و خود همواره مورد تكریم آن پدر مهربان بوده است، نمى‏تواند سیره‏اى جز اصلاح‏گرى و منشى جز تربیت و بیدارگرى داشته باشد؛ از این رو ما در این نوشتار بر آن نیستیم كه همه سیره آن حضرت یا همه سخنان وى را بررسى كنیم؛ این بحث، بحث بسیار طولانى و دنباله‏دارى است كه بررسى آن در این صفحات نمى‏گنجد بلكه مى‏خواهیم تنها سخنانى از آن حضرت را بررسى كنیم كه بیشتر به اثبات فرضیه ما كمك مى‏كند. این سخنان گاه بدون واسطه بر ادعاى ما دلالت مى‏كند و گاه با واسطه. فاطمه زهرا «علیهاالسلام» براى اتحاد، عواملى را بر مى‏شمرد؛ بدین معنا كه این عوامل باعث ایجاد یا تقویت روح برادرى دینى مى‏شود و جامعه را از تشتّت و افتراق نجات مى‏بخشد. برخى از این عوامل به شرح زیر است:

1. خداپرستى و نیایش

دعوت به خداپرستى، دعوت به وحدت است؛ چه این كه مسلمانان در اصل خداپرستى و خدا دوستى با هم مشتركند، همه به یك خدا اعتقاد دارند و از شرك مى‏پرهیزند؛ به سوى یك قبله نماز مى‏گذارند و یك پیامبر را آخرین فرستاده خدا مى‏دانند؛ با این همه گاه این حقایق عظیم را فراموش مى‏كنند و دل به بیگانه مى‏سپارند و به روى دوست شمشیر مى‏كشند. مسلمانان باید در كشمكش و درگیرى قبیله‏اى و مذهبى و حزبى، این حقایق سترگ را به یاد آورند و دست به خونِ برادر خویش نیالایند.
دیگر آن كه دعوت به خداپرستى، دعوت به درك حقایق زیباى جهان و دعوت به درنگ در پدیده‏هاى مادّى و معنوى است؛ درنگى كه باعث رشد و بالندگى معنوى و پیشرفت علمى و عملى مى‏شود. دعوت به خداپرستى، دعوت به آرامش است؛ چه این كه یاد خدا آرام بخش دل‏هاست و دل‏ها را از پریشانى و آشفتگى مى‏رهاند.
فاطمه زهرا «علیهاالسلام» با باورداشت این اندیشه‏ها، مردم را به خداپرستى و خدا دوستى فرا مى‏خواند؛ همان چیزى كه خود از زلال آن بسیار بهره‏مند بود. او مردم را به حقیقتى دعوت مى‏كرد كه خود فانى در آن بود، از این رو خود سرمشق بزرگى براى عابدان و زاهدان بود؛ چنان كه نقل شده: «نفس‏هاى فاطمه «علیهاالسلام» هنگام نماز از خوف خدا به شماره مى‏افتاد» و نیز آمده است: «در این امّت، عابدتر از فاطمه، كس نیست؛ او آن قدر [در حین عبادت] ایستاد كه پاهایش آماس (ورم) كرد.
روایاتى كه درباره عبادت فاطمه «علیهاالسلام»، تسبیح او، نمازهاى منقول از او و دعاهاى او آمده فراوان، و گواه صادقى بر ژرفاى عبادت و زهد اوست.
در اندیشه دختر پیامبر «صلى الله علیه و آله و سلم» جامعه‏اى كه روح عبادت و دعا به كالبد آن درآید، كمتر دچار تشتّت و چند دستگى مى‏شود. آن حضرت مردم را به دعا فرا مى‏خواند و در دعا نیز به آنان، دعا براى دیگر برادران و خواهران دینى و امّت اسلام را آموزش مى‏داد، چنان كه در یكى از دعاهاى وى مى‏خوانیم: «بِسمِ اللّه عَلى اَحِبَّتى وَ وَلَدى و قَراباتى، بِسمِ اللّه على جیرانى المؤمِنین و اِخْوانى وَ مَن قَلَّدنى دُعاءً اَوِ اتَّخَذَ عِنْدى یَدا اَو ابتَدأ اِلَىَّ بَرّا مِنَ المُؤمِنینَ وَ المؤمِناتِ، بِسمِ اللّهِ عَلى ما رَزَقَنى رَبِّى و یَرزُقَنى»؛ «بسم الله دوستان و فرزندان و خویشانم، بسم الله بر همسایگان مؤمن و برادران دینى من و هر آن كس كه دعایى به من كرده یا نعمتى به من بخشیده یا ابتدا به نیكى به من كرده از مؤمنین و مؤمنات، بسم الله بر هر چه كه پروردگارم روزى‏ام فرموده و روزى‏ام مى‏كند.»

شوق دعا براى برادران و خواهران دینى و مدرسه تعلیم دعاى آن حضرت تا لحظات پایانى عمر مباركش ادامه داشت: آن حضرت به گفته اسماء بنت عمیس در لحظات پایان عمر شریف خود دستان خود را به آسمان بلند كرده، مى‏گوید:
«اللّهُمَّ اِنّى اسألُكَ بِمُحَمَّدٍ المصطفى و شُوقه إلىَّ و بَبْعلى عَلىٍ المُرتَضى و حُزْنه عَلَىَّ، وَ بِالحَسَنِ المُجتَبى و بكائِه عَلَىَّ وَ بِالحُسَیْنِ الشَّهیدِ و كآبَتهِ عَلَىَّ و بَناتى الفاطِمیّات تحسّرهُنَّ عَلَىَّ، انَّكَ تَرحَمُ وَ تَغْفِرُ لِلعُصاةِ مِن اُمَّةِ مُحمّدٍ و تَدْخُلُهُم الجَنَّةَ، اِنَّكَ اَكْرَمُ المَسئولینَ وَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ؛» «خداوندا، تو را مى‏خوانم به حق محمد مصطفى كه اشتیاق دیدار او را دارم، و به حقّ شوهرم على و اندوهى كه بر من داد، و به حق حسن مجتبى و اشكى كه بر من مى‏ریزد، و به حق حسین شهید و افسردگى‏اش نسبت به من و به حق دختران فاطمى‏ام و حسرتى كه بر من مى‏خورند كه گناهكاران امّت محمد را بیامرزى و در بهشت داخل كنى، همانا تو بهترین درخواست كنندگان و مهربان‏ترن مهربانان هستى».
آن حضرت بر این باور است كه ریشه اختلاف امّت، فراموش كردن یاد خدا و شكر و ثناى وى، و نیز سرپیچى از فرمان‏هاى اوست. از این رو در سترگ‏ترین سخن خود - خطبه در مسجد مدینه، كه به خطبه فدكیه شهرت یافته -، نخست به حمد پروردگار و ذكر نعمت‏هاى او و فواید توحید مى‏پردازد. آن حضرت در بخشى از آن خطبه مى‏فرماید:
«وَ اَشهَدُ اَن لا اِله الاّ اللّهُ وَحْدَهُ لا شریكَ لَه و كَلمَةَ جَعَلَ الاخلاص تأویلَها، و ضَمَّنَ القُلوبَ مَوْصولَها وَ أنارَ فِى الفِكر مَعْقُولَها، المُمْتَنِعُ عَنِ الابصارِ رؤیَتُهُ وَ مِنَ الألْسُنِ صِفَتُهُ، وَ مِن الاوْهامِ كِیْفِیَّتُهُ، اِبْتَدَعَ الاشیاءَ لا مِن شى‏ء كانَ قَبْلَها و اَنْشأها بِلا احْتِذَاء أمْثِلَةٍ اِمْتَثَلها، كَوَّنها بِقُدرَتِه و خَدَأها بِمَشیَّتِهٍ مِن غیر حاجَةٍ مِنْهُ اِلى تكوینِها وَ لا مائِدةٍ لَهُ فى تَصویرها اِلاّ تَثْبیتا لِحِكمَتِهِ و تنبیها عَلى طاعتِهِ و اِظْهارا لِقُدرَته و تَعَبُّدا لِبَریَّته وَ اعِزازا ثُمَّ جَعَلَ الثَّوابَ على طاعَتِهِ وَ وَضَعَ العِقابَ على مَعْصِیَته زیادَةً عَنْ نِقْمَتِه و حِیاشَةً لَهُمْ اِلى جَنَّتِهِ»؛ «گواهى مى‏دهم كه معبودى جز او نیست، یكتایى است بى انباز و شریك، روح این گواهى دوستى بى‏آلایش و خلوص است، كه دل‏هاى مشتاقان با آن در آمیخته آثارش در افكار پرتو افكن شده است. خدایى كه دیدگان را توانایى دیدن، زبان را یارى بیان و گمان‏ها را قدرت بر ادراك او نیست. همه چیز را از نیستى به هستى در آورد و آنان را بدون وجود الگو و نمونه‏اى ایجاد نمود. با ید قدرت خود همه را بالندگى داد و با اراده‏اش به خلقِ موجودات دست یازید؛ بى آن كه به آفرینش آن‏ها نیازمند باشد و از این صورتگرى طرفى ببندد. جز این كه مى‏خواست حكمتش را آشكار سازد و مردم را به فرمان بردارى‏اش هشیار كند و بندگان را به عبودیتش رهنمون گرددد و براى دعوتش موجب سرافرازى باشد. پس آنگاه پاداش را در اطاعت و كیفر را در نافرمانى نهاد، تا بندگان را از خشم و عذاب خود رهانیده به سوى بهشت و كانون رحمتش سوق دهد.»
آن حضرت در بیان وظایف مردم نسبت به پروردگار خود فرموده است: «اَنْتُم عِبادَ اللّه نَصْبُ اَمْرِهِ و نَهْیِه وَ حَمَلَةُ دینه وَ وَحْیه و اُمَناءُ اللّهِ عَلى اَنْفُسِكُم وَ بُلغاؤُهُ اِلَى الأمم وَ زَعیمُ حَقَّ لَهُ فیكُم وَ عَهْدٍ قَدَّمَهُ اِلَیْكُم»؛ «شما بندگان خدا، نگاهبانان حلال و حرام، حاملان دین و احكام، امینان خدا بر خویش و پیام آورانِ او به سوى امّت‏ها هستید. حقى از سوى خدا بر عهده دارید و پیمانى را كه با او بسته‏اید، پذیرفته‏اید.»
دختر پیامبر اكرم «صلى الله علیه و آله و سلم» علت روى گردانى مردم از خدا و در نتیجه ظهور تفرقه را، بروز جریان نفاق در میان آنها مى‏داند:
«ظَهَرَتْ فیكُم حَسَكَةُ النِّفاقِ وَ سَمُلَ جِلْبابُ الدّین»؛ «خار نفاق و دورویى در میان شما آشكار و پرده دین دریده شد». نیز فرموده است: «وَ اَطْلَعَ الشَّیطانُ رَأسَهُ مِنْ مَغْرِزِهِ هاتِفا بِكُمْ»؛ «شیطان سر ازكمینگاهِ خود به در آورد و شما را به سوى خود فرا خواند».
آرى، فاطمه «علیهاالسلام» مى كوشید تا با گوشزد كردن خطر ارتجاع، مردم را بر گرد كلمه «لا اله الاّ اللّه» متّحد سازد و ریشه شرك و نفاق و تفرقه را بر كند.

2. پیامبرى و نبوّت

امروزه مسلمانان چند محور اساسى براى اتحاد و برادرى دارند، از جمله آن‏ها خدا و قبله واحده، كتاب واحد و پیامبر واحد است. آرى، پیامبر خدا «صلى الله علیه و آله و سلم» محور خوبى براى اتحاد و به گفته قرآن سرمشق خوبى براى مؤمنان است. خداوند در قرآن كریم پیامبر اكرم «صلى الله علیه و آله و سلم» را بسیار مى‏ستاید و او را بر همه پیامبران خویش برترى مى‏دهد و مؤمنان را به اطاعت از او فرا مى‏خواند. خداوند اطاعت از پیامبر را در طول اطاعت از خود قرار مى‏دهد و آن حضرت را محبوب‏ترین فرد نزد خود مى‏داند.
فاطمه زهرا «علیهاالسلام» كه نزدیك‏ترین فرد به رسول خدا «صلى الله علیه و آله و سلم» بود، و روح و جان وى با آیات قرآن كریم آمیخته بود، هماره مردم را به پندگیرى از پیامبر اكرم «صلى الله علیه و آله و سلم» و سرمشق‏گیرى از سیره ایشان دعوت كرده است. شاهد آشكار سخن ما، این فرمایش نورانى آن حضرت است: «اَبَوا هذِهِ الامَّة مُحَمَّدٌ وَ عَلِىُّ یُقیمانِ اَوَدَهُم وَ یُنقِذانِهِم مِنَ العَذابِ الدّائمِ اِنْ اَطَاعُوهُما و یُبیحانِهم النَّعیمَ الدّائمَ اِنْ وافَقُوهُمَا؛» «محمّد و على پدران این امّتند. اگر فرمانبردارى از آن دو بكنند، آن‏ها را از كژى نجات مى‏دهند و از عذاب دایم مى‏رهانند و اگر با آنان موافقت داشتند بر آن‏ها نعمت دایمى را مباح مى‏كردند».
آن حضرت در سخنان خود، خطاب به برخى زنان، آنان را به خشنود كردن محمد «صلى الله علیه و آله و سلم» و على «علیه‏السلام» كه پدران دینى‏اند دعوت مى‏كند، حتى اگر به خشم پدران نسبى آن‏ها بینجامد: «اِرْضى اَبَوَىْ دینِك محمّدا و علیّا بِسُخْط اَبَوَىْ نَسَبِكَ وَ لا تَرضى اَبَوىْ نَسِبِك بِسُخطِ اَبَوىْ دینك، فَاِنَّ اَبَوىْ نَسَبِك اِن سُخِطا اَرْضاهُما محمّد و علىٌ «علیهم‏السلام» بِثَوابِ جزءٍ مِنْ الف الف جزءٍ مِنْ ساعةٍ مِن طاعتهِما، و اِنَّ اَبَوَىْ دینك ان سُخِطا لَمْ یَقْدِر اَبَوا نَسَبِك أن یَرضیاهُما لأنّ ثوابَ طاعاتِ أهْلِ الدنیا كلّهم لا یَفى بِسُخْطِهما»؛ «پدران دینى خود را كه محمد و على‏اند، خشنود گردان؛ اگر چه به سخط و خشم پدران نسبى بینجامد و به خشم پدران دینى در برابر خشنودى پدران نسبى خود رضایت مده؛ چون اگر پدران نسبى تو ناخشنود باشند، محمد و على به ثواب جزیى از هزار هزار جزء از ساعات طاعاتشان آن‏ها را راضى مى‏گردانند؛ اما اگر پدران دینى تو ناخشنود باشند، پدران نسبى شما قادر به خشنود كردن آنان نیستند؛ چون ثواب طاعات اهل دنیا نمى‏تواند خشم آن دو را فرو بنشاند و خشنودشان سازد».
آرى، فاطمه زهرا «علیهاالسلام» با این سخنان، مردمان را به همدلى و پیوند بر محور وجود مقدس پیامبر اكرم «صلى الله علیه و آله و سلم» تشویق مى‏كند و با عبارت «پدر دینى» بر شوق و عاطفه همگان نسبت به پیامبر اكرم «صلى الله علیه و آله و سلم» مى‏افزاید. آن حضرت، پیامبر اكرم «صلى الله علیه و آله و سلم» را یكى از سه چیز كه در دنیا علاقه‏مند به آن است مى‏داند و با این سخن شگفت، دیگر بار همگان را به عشق و مهرورزى نسبت به پیامبر «صلى الله علیه و آله و سلم» بر مى‏انگیزاند: «حُبِّبَ اِلَىَّ مِنْ دُنْیاكُم ثَلاثٌ»؛ تَلاوَةُ كِتابَ اللّهِ و النَّظَرُ فى وَجْهِ رَسُولِ اللّهِ، وَ الانفاقُ فى سَبیلِ اللّهِ»؛ «از دنیاى شما سه چیز را علاقه‏مندم: تلاوت كتاب خدا، نگاه كردن به چهره پیامبر خدا «صلى الله علیه و آله و سلم» و انفاق در راه خدا.
دعوت آن حضرت به اتحاد بر محور پیامبر خدا «صلى الله علیه و آله و سلم» تنها به سخن ختم نمى‏شد؛ او در عمل نیز خود به این سیره ملتزم بود و بارها این التزام را نشان داد. از جمله باید به این داستان اشاره كرد: برخى از مردم، به پیامبر خدا «صلى الله علیه و آله و سلم» آن گونه كه شایسته آن حضرت بود، احترام نمى‏گذاشتند و در خطاب كردن به وى، حرمت او را نگاه نمى‏داشتند تا آن‏كه این آیه نازل شد: «لا تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ بَیْنَكُم كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضا»؛ «پیامبر را در میان خود، آن گونه كه همدیگر را صدا مى‏زنید، صدا نزنید».
امام صادق «علیه‏السلام» مى‏فرماید: فاطمه «علیهاالسلام» فرمود: وقتى آیه نازل شد، ترسیدم كه رسول خدا «صلى الله علیه و آله و سلم» را با خطاب «یا اَبَة» بخوانم؛ از این رو مى‏گفتم: «یا رَسولَ اللّه». یك بار، دو بار، سه بار از من روى گرداند. سپس رو به من كرد و فرمود: فاطمه! این آیه درباره تو و خاندان و فرزندانِ تو نازل نشده است، تو از منى و من از تو. این آیه مربوط به جفا كاران و درشت خویان قریش كه اهل كبر و خودخواهى‏اند مى‏باشد. تو به من «یا اَبَه» بگو؛ زیرا این كلام، قلب مرا زنده مى‏كند و پروردگار را خشنود مى‏سازد.
آرى، در این ماجرا فاطمه «علیهاالسلام» مى‏خواست التزام عملى خود را به آنچه مى‏گوید نشان دهد و تافته جدا بافته از امّت قرار نگیرد و همانند دیگران پیامبر اسلام «صلى الله علیه و آله و سلم» را صدا بزند و وحدت و همگونى بر محور پیامبر «صلى الله علیه و آله و سلم» را تقویت كند و چنانچه دستور خاص پیامبر اعظم «صلى الله علیه و آله و سلم» بشود، به این كار ادامه دهد؛ امّا با شنیدن سخنان پیامبر «صلى الله علیه و آله و سلم» به سخن او عمل كرد و وحدت را به گونه‏اى دیگر تقویت نمود، و آن گونه دیگر، اتحاد در پیروى از سخنان پیامبر «صلى الله علیه و آله و سلم» بود!
فاطمه «علیهاالسلام» حال مردمان حجاز پیش از بعثت نبى اكرم «صلى الله علیه و آله و سلم» و دسته دسته بودن و تفرقه آنان را یادآورى مى‏كند و با ذكر خدمات پیامبر خدا «صلى الله علیه و آله و سلم» مردمان را از ارتجاع به جاهلیّت بر حَذَر مى‏دارد و از آنان مى‏خواهد كه وحدت خود را مبدّل به تفرقه نسازند: «اِبْتَعَثَهُ اللّه تعالى اِتماما لأمرِهِ وَ عَزیمَةً عَلى اِمْضاءِ حُكْمِهِ وَ اِنْفَاذا لِمَقادیر حَتْمِهِ فَرَأىَ الأمَمَ فِرَقا فى اَدْیانِها عُكَّفا عَلى نِیرانِها عابِدَةً لأوثانِها مُنكِرةً للّهِ مَعَ عِرفانِها فَانَارَ اللّهُ تعالى بِأبى مُحَمَّدٍ «صلى الله علیه و آله و سلم» ظُلَمَها وَ كَشَفَ عَنِ القُلوبِ بُهَمَها وَ جَلِّى عَنِ الابْصارِ غُمَمَها وَ قَامَ فِى النّاسِ بِالهدایَةِ وَ أنْقَذَهُمْ مِنَ الغَوایَةِ وَ بَصَّرَهُم مِنَ العَمایَةِ وَ هَداهُم اِلَى الدّینِ القَوِیمِ وَ دَعَاهُم اِلَى الصِّراطِ المُستقیمِ»؛ «محمد «صلى الله علیه و آله و سلم» را بر انگیخت تا فرمانش را كامل، حكمش را نافذ و آنچه مقدّر ساخته بود به انجام رساند. پیامبر «صلى الله علیه و آله و سلم» مشاهده نمود كه هر گروه آیینى را پذیرا گشته‏اند. دسته‏اى بر گرد آتش در طواف، گروهى در برابر بت به نماز، و همگان یاد خدایى را كه مى‏شناسند، از خاطر زدوده‏اند. پس خداوند به تو محمّد بساط ظلمت را سترد، و دل‏ها را از تیرگى كفر رهانید، و ابرهاى تیره و تار را از مقابل دیدگان به یكسو افكند. او (پیامبر خدا) براى هدایت مردم به پا خاست و آن‏ها را از گمراهى و ناراستى رهایى بخشید و چشمانشان را بینا ساخت. آنان را به آیین پا بر جاى اسلام رهنمون گشت و به راه راست دعوت نمود.»
حتى شكوه‏ها و نوحه‏هاى فاطمه «علیهاالسلام» در فراق پیامبر «صلى الله علیه و آله و سلم» را مى‏توان دعوت به اتحاد بر محور پیامبر اعظم «صلى الله علیه و آله و سلم» دانست. آن حضرت با نوحه‏ها و اشعار فراوان در اندوه رحلت جانگداز پیامبر «صلى الله علیه و آله و سلم» و با یادآورى نعمت حضور آن رسول خاتم، مردمان را به زنده نگاه داشتن یاد و سیره ایشان دعوت مى‏كرد و نسبت به از یاد رفتن برخى سفارش‏هاى وى و فراموشى بخشى از سیره آن حضرت نهیب مى‏زد.

نویسنده: جواد محمد زمانى
ادامه دارد ...

------
منبع :
ماهنامه یاس


  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : 15 تیر 93
  • نظرات()