تبلیغات
فَاطِمَةَ الزَّهرَاءِ (س) - فَاطِمَةَ معصومه سلام الله علیها

پژوهشى در زیارتنامه فاطمه معصومه(س)

قم حرم و حریم اهل‏بیت(علیهم السلام)مدینه فقه و فقاهت‏شیعه وشهر قیام و انقلاب در قلب خویش گوهر گرانبهایى دارد كه چشم ودل دلدادگان آل رسول صلوات لله علیهم اجمعین را به خودجلب كرده است. بى‏تردید، بارگاه و حرم الهى كریمه اهل‏بیت(علیهم‏السلام) فاطمه معصومه(س) اصلى‏ترین سبب رونق واعتبار دیرینه این‏دیار و ساكنان آن بوده و هست. كریمه مهمان نوازى كه از سفره‏روحانیت و كرامتش مشتاقان و دردمندان به بهره‏هاى عالى و غیرقابل توصیف رسیده و مى‏رسند.
در این نوشته كوتاه به نكاتى از زیارتنامه حضرت فاطمه‏معصومه(س) پرداخته شده كه امید است زائران را معرفت و بصیرت‏افزاید.البته آنچه مایه دلگرمى و جرئت‏برچنین جسارتى است، كرم این‏خاندان به ویژه شهرت این بزرگوار به كریمه اهل‏بیت است كه‏سلیمان وار هر هدیه را، هرچند ران ملخى باشد، از هركسى حتى‏مورى خرد و ناچیز مى‏پذیرد. انگیزه اصلى این نوشتار ابراز ادب‏و اظهار ارادت به ساحت و بارگاه ملكوتى این یادگار موسوى(ع)است و گرنه این نكات از دید تیزبین اهل قلم و محققان معارف‏اهل‏بیت(علیهم السلام) پوشیده نیست.
بعد از جناب عباس بن على (علیهماالسلام) و على اكبر(ع) فاطمه‏معصومه(س) شاید تنها امامزاده‏اى است كه زیارتنامه ویژه دارد.علامه مجلسى در بحار از امام هشتم(ع) نقل كرده كه حضرت به سعدفرمود: نزد شما قمى‏ها از ما اهل‏بیت قبرى است. سعد پرسید: قبرفاطمه دختر موسى(ع) را مى‏فرمایى ؟
فرمود: آرى، هركس او را زیارت كند و عارف به شان و حق وى‏باشد، بهشت پاداشش خواهد بود. هنگامى كه كنار قبر آمدى، نزدسرمقدس، روى به قبله بایست و پس از 34 مرتبه الله اكبر و33مرتبه سبحان الله و33 مرتبه الحمد الله، بگو: السلام على آدم‏صفوه الله، السلام على نوح نبى‏الله و... (1)
در این زیارت كه درمفاتیح الجنان نقل شده، از نظر سند و متن، نكاتى در خور تامل‏است.

سند این روایت

1- علامه مجلسى

مرحوم مجلسى منبع روایت را نقل نكرده، تنها مى‏فرماید: "رایت‏فى بعض كتب الزیارات" در برخى از كتابهاى مشتمل بر زیارتهاچنین دیده‏ام.
البته اعتبار علامه مجلسى به نقل او نیز اعتبار مى‏بخشد; ولى‏عدم ذكر منبع، به لحاظ تحقیقى و نكته سنجى در حد خود، نقطه‏ضعفى است.

2- راویان حدیث

على بن ابراهیم صاحب تفسیر، از چهره‏هاى مقبول در رجال روایات‏شیعه است. در كتابهاى رجال مى‏خوانیم:
"ثقه فى الحدیث ثبت معتمد صحیح المذهب." (2)
در نقل حدیث موردوثوق است، در نقلها دقیق و مورد اعتماد است و مذهب صحیح اثناعشرى دارد.
پدرش ابراهیم بن هاشم قمى نیز از چهره‏هاى مقبول است و به‏تعبیر علامه بزرگوار خویى در «معجم الرجال‏» در وثاقت وى جاى‏تردیدى نیست. (3)

در مورد سعد كه راوى از امام هشتم(ع) است وابراهیم بن هاشم از او نقل كرده، باید گفت: اگر مراد سعدبن‏عبدالله اشعرى قمى باشد، و ثاقتش مسلم است. و به تعبیر نجاشى‏شیخ هذه الطائفه و فقیهها و وجهها; (4) بزرگ طائفه شیعه و فقیه وچهره برجسته آنان است. ولى پرسشهایى به ذهن مى‏آید در موردروایت ابراهیم بن هاشم ابراهیم بن هاشم از سعد پرسشهاى به ذهن‏مى‏آید.

1- در طبقات راویان، ابراهیم بن هاشم طبقه هفتم و سعد بن‏عبدالله اشعرى طبقه هشتم است. طبق قاعده، سعد باید از ابراهیم‏حدیث نقل كند. برهمین اساس، در كتب چهارگانه روایى ما حدود 20مورد دیده مى‏شود كه سعد از ابراهیم روایت نقل كرده است. (5) تنهادر یك مورد ابراهیم بن هاشم از سعد بن عبدالله نقل كرده است; (6)
و البته همان یك مورد نیز موید خوبى است كه نشان مى‏دهدابراهیم از سعد حدیث نقل مى‏كند. شاید چندان هم دور از انتظارو اعتبار نباشد كه، در كنار موارد متعدد نقل سعد از ابراهیم،یكى دو مورد ابراهیم از سعد نقل كرده باشد.
2- در كتابهاى معتبر حدیث‏شیعه، سعد بن عبدالله هیچ روایتى‏از امام هشتم(ع) ندارد. احادیث او از صادقین (علیهماالسلام)است. (7)
پس مورد زیارتنامه را باید یك استثنا به شمار آرود.افزون بر این، به اتفاق همه مورخان سال شهادت امام هشتم(ع)203 ه ق است و سال وفات سعد بن عبدالله‏299 یا 301 ه ق. این‏نقل در صورتى درست است كه سعد تنها پس از شهادت حضرت رضا(ع)حدود 100 سال عمر كرده باشد. بدین ترتیب، درك محضر حضرت‏رضا(ع) واسطه مستقیم محتواى زیارتنامه شدن سعد بسیار دورمى‏نماید.
اگر مراد از سعد در این سند سعد بن سعد بن احوص اشعرى قمى‏باشد، شیخ طوسى(ره) در رجال وى را توثیق فرموده، مشكل نقل ازامام هشتم(ع) بر طرف مى‏شود; زیرا او از اصحاب امام هشتم(ع)است و از حضرت حدیث نقل كرده است. ولى در این فرض، اشكال‏دیگرى پیش مى‏آید و آن اینكه:
در كتب معتبر روایى ما ابراهیم بن هاشم، حتى یك روایت از سعدبن احوص ندارد.
البته ممكن است‏سعد مذكور در سند، سعد دیگرى‏جز این دو باشد كه در آن صورت تعیین وى و اثبات و ثاقتش به‏سادگى ممكن نیست.
به هر حال تعیین دقیق شخصیت و وثاقت‏سعدمذكور در سند زیارتنامه مشكل است.

متن زیارتنامه

زیارتنامه، از نظر محتوا، نقاط قوت و مضامین عالى دارد.چنانكه جناب على‏اكبر مهدى پور در كتاب ارزشمند «كریمه‏اهل‏بیت(علیهم السلام‏») (از صفحه 161 به بعد) به بخوبى بدان‏پرداخته و به فرازهاى پرسش بر انگیز آن پاسخهایى فى‏الجمله‏قابل قبول داده است; ولى با این همه در پایان زیارتنامه‏عدولهاى خطابى كوتاه و سریعى دیده مى‏شود، براى مثال از خطاب‏به حضرت معصومه(س) به پیامبر اكرم(ص) خطاب شده; آن هم تنها بایك جمله: «نطلب بذالك وجهك یاسیدى‏» بعد بلا فاصله عدول یك‏جمله‏اى به ذات ربوبى دیده مى‏شود:«اللهم و رضاك و الدارالاخره‏»، و دیگر بار در خواستى از حضرت‏معصومه (س) و سپس در خواستهاى خطابى ارزشمندى از ذات اقدس‏ربوبى.
شاید بتوان عدولهایى چنین كوتاه و سریع را نوعى اضطراب در متن‏به شمار آورد.
با توجه به تمامى این موارد سندى و متنى، شایداحتمال مرحوم علامه مجلسى(ره) در كتاب «تحفه‏الزائر» قوى وپسندیده باشد. او مى‏فرماید: ممكن است، بر فرض صحت‏سند و صدورصدر روایت، ذیل آن كه متن زیارتنامه است، دنباله حدیث نبوده،به و سیله علما و بزرگان تالیف شده باشد. (8) مانند زیارتنامه‏حضرت زینب كبرى(س) و عبدالعظیم حسنى(ع) و برخى امامزادگان‏بزرگوار دیگر.

سخن نهایى

بى‏تردید خواندن این زیارتنامه، به امید صدور از معصوم و باتوجه به مضامین صحیح و متینى كه دارد، مطلوب و مقبول است;زیرا دقت و مناقشه در درستى اسناد دعاها و مستحبات، تنها جنبه‏علمى و تحقیقى دارد نه عملى; مرحوم میرزا جواد آقا ملكى‏تبریزى مانند بسیارى دیگر از بزرگان ما، در كتاب ارزشمند«المراقبات‏» مى‏فرماید: «و لا یناقش فى عدم صحه الاسنادلوجهین احدهما ان هذه الاخبار مظنون الصدور والثانى ما وردت‏فى اخبار كثیره موثقه ان من سمع شیئا من الثواب على عمل فعمله‏التماس ذلك الثواب اعطاه الله ذلك و ان لم یكن كما سمعه فهذه‏الاخبار المعتبره قطع الاعذار من جهه اسناد الاخبار.» (9)
به دودلیل نباید در اسناد مستحبات مناقشه كرد:
1- وقتى ثواب و پاداشهاى آنها در این حد از ارزش باشد، ازدیدگاه عقلا، تنها احتمال 50 درصد صدق و صدور كافى است، چه رسدبه این كه مانند این اخبار صدورش ظنى باشد; یعنى 70 تا 80درصد احتمال دارد از معصوم صادر شده باشد.
2- روایات فراوان و مورد اعتمادى در دست داریم كه مى‏گوید:اگر كسى ثوابى را بر عملى بشنود و آن عمل را به امید به دست‏آوردن آن ثواب انجام دهد، خداوند آن پاداش را به وى خواهدداد. اگر چه شنیده‏اش با واقع مطابق نباشد. با وجود این اخبارمورد اطمینان، عذرها از ناحیه سند منقطع است.
در صدر روایت زیارتنامه حضرت معصومه(س) به زائرى كه عارف به‏شان و مقام آن بانوى بهشتى باشد، وعده بهشت‏برین الهى داده‏شده است. این پاداشى بسیار گرانبهاست و حتى اگر چند در صداحتمال دست‏یابى بدین پاداش وجود داشته باشد، نباید آن را ازدست داد.

زیارتنامه‏اى دیگر

مرحوم مجلسى در بحار، زیارتى از «مصباح الزائر» على بن موسى(ابن طاوس) براى همه امامزادگان جلیل القدر و بزرگوار مانندحضرت اباالفضل و على‏اكبر (علیهماالسلام) نقل كرده كه، به‏فرموده بزرگى از اهل نظر، مى‏توان آن را با تغییر ضمیرها وكلمات، در زیارت حضرت معصومه(س) به كار برد. اگر كسى به هردلیل بخواهد زیارت دیگرى هم در عرض ادب به ساحت آن بانوى‏گرانقدر بخواند، این زیارت مناسب است. البته این زیارت به‏معصومان (علیهم السلام) مستند نیست. و اصولا كتاب «مصباح‏الزائر» سید، همانند كتاب «لهوف‏» وى، مشتمل بر اسناد واسرار نیست. به نوشته محدث نورى، سید زیارت‏ها و دعاهاى كتاب‏«مصباح الزائر» را از كتاب «مزار قدیم‏» نقل كرده كه به‏نظر وى، مولفش قطب راوندى است; زیرا، هم از نظر نقل سید از وى‏ممكن است و هم بزرگان كتاب «المزار» را در شمار آثار قطب‏ذكر كرده‏اند. قطب راوندى آن زیارت‏ها را از كتاب «مزار» محمدبن مشهدى نقل مى‏كند. (10)
مجلسى كتاب «مزار» ابن مشهدى را «مزاركبیر) و مورد اعتماد بزرگان شیعه دانسته است. (11)
به هر تقدیر،كتاب «مصباح الزائر» مشتمل بر اسناد نیست; شاید بدان جهت كه‏سید آن را در آغاز تكلیف و نویسندگى‏اش تالیف فرموده است. اوخود مى‏نویسد:
...مما الفت فى بدایه التكلیف من غیر ذكرالاسرار و التكشیف‏كتاب مصباح الزائر و جناح المسافر ثلاث مجلدات...از آنچه در نوجوانى و بدون ذكر اسرار و مكشوفات تالیف‏كرده‏ام، كتاب سه جلدى «مصباح الزائر» است.
محدث نورى، پس از این سخن، مى‏افزاید:
ومنه یظهر وجه عدم مشابهته كاللهوف لسایر مولفاته من ذكرالاسانید و الاسرار. (12)
از این نوشته و اعتراف سید علت تفاوت و عدم‏مشابهت كتاب «مصباح‏» و «لهوف‏» با دیگر مولفات و نوشته‏هایش‏آشكار مى‏شود. در آن دو كتاب سندها و اسرار ذكر نشده است. بااین همه، جلالت قدر سیدبن طاوس و ارتباط محكم وى با حضرت‏بقیه‏الله (ارواحنافداه) گفته‏ها و نوشته‏هایش را اعتبارى خاص‏مى‏بخشد هرگونه احتمال خلاف را نفى مى‏كند. محدث نورى در باره‏سید تعبیر عجیب و عمیقى دارد. او مى‏فرماید:
و یظهر من مواضع من كتبه خصوصا كتاب كشف المحجه ان باب لقائه‏ایاه صلوات الله علیه كان له مفتوحا قد ذكرنا بعض كلماته فیهافى رسالتنا جنه الماوى.» (13)
در كتابهایش، بویژه، «كشف‏المحجه‏»، از موارد متعددى به دست مى‏آید كه باب ملاقات ودیدارش با وجود مقدس ولى‏عصر(عج) گشوده بود و هر زمان كه‏مى‏خواست، امكان تشرف داشت. ما برخى از آن موارد را در رساله‏«جنه‏الماوى‏» آورده‏ایم.
همچنین محدث نورى در «نجم الثاقب‏» و علامه اریلى در (كشف‏الغمه‏» در جریان شفا یافتن اسماعیل بن حسن هرقلى چنان‏نگاشته‏اند كه حضرت ولى‏عصر (ارواحنا له الفداه) سید بن طاوس رافرزند خود خوانده است.
چنین شرف و افتخارهایى را، در طول غیبت كبرى، براى هیچ كس جزاو نخوانده و نشنیده‏ایم.پس این زیارتنامه مورد اعتماد است و از زیارتهاى معتبر درزیارت حضرت معصومه(س) و هر امامزاده دیگرى است; بویژه كه به‏نقل علامه مجلسى(ره) در بحار، شیخ مفید(ره) نیز این زیارتنامه‏را در كتاب «المزار» خویش آورده است. (14)
البته در نسخه‏اى ازكتاب «المزار» شیخ مفید(ره) كه اكنون در اختیار است اثرى ازاین زیارتنامه به چشم نمى‏خورد. شاید، چنانكه محقق بزرگوارآقاى سید محمد باقر ابطحى اصفهانى در مقدمه كتاب «المزار»شهید اول(ره) احتمال داده، نسخه دیگرى از «المزار» مفید نزدعلامه مجلسى(ره) بوده كه به دست ما نرسیده است. (15) و در آن، این‏زیارتنامه ذكر شده بود.

متن اصلى زیارتنامه

«السلام علیك ایهاالسید الزكى الطاهر الولى و الداعى الحفى‏اشهد انك قلت‏حقا و نطقت‏حقا و صدقا و دعوت الى مولاى و مولاك‏علانیه و سرا فاز متبعك و نجا مصدقك و خاب و خسر مكذبك والمتخلف عنك اشهدلى بهذه الشهاده لاكون من الفائزین بمعرفتك وطاعتك و تصدیقك واتباعك والسلام علیك یا سیدى وابن سیدى انت‏باب الله الموتى منه والماخوذ عنه اتیتك زائرا و حاجاتى لك‏مستودعا وهاانا ذا استودعك دینى و امانتى و خواتیم عملى وجوامع املى الى منتهى اجلى و السلام علیك و رحمه‏الله وبركاته.»
همین زیارتنامه با تغییر ضمیرها و كلمات و متناسب‏با زیارت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)
السلام علیك ایتهاالسیده الزكیه الطاهره الولیه و الدعیه الحفیه اشهد انك قلت‏حقا و نطقت‏حقا و صدقا و دعوت الى مولاى و مولاك علانیه و سرافازمتبعك و نجا مصدقك و خاب و خسر مكذبك والمتخلف عنك اشهدى‏لى بهذه الشهاده لاكون من الفائزین بمعرفتك و طاعتك و تصدیقك وابناعك والسلام علیك یا سیدتى و بنت‏سیدى انت‏باب الله الموتى‏منه و الماخوذ عنه اتیتك زائرا و حاجاتى لك مستودعا و هااناذا استودعك دینى و امانتى و خواتیم عملى و جوامع املى الى‏منتهى اجلى والسلام علیك و رحمه‏الله و بركاته.
در پایان خالصانه‏ترین سلام و تحیت‏ها و والاترین ارادت و محبت‏هاو ژرف‏ترین عواطف و اخلاص‏هاى خویش را به ساحت مقدس كریمه اهل‏بیت(سلام‏الله علیها) نثار مى‏كنیم. بانوى والا مقامى كه حرم باصفایش و قدر و منزلت والایش یاد آور قدر و منزلت قبر گم شده‏عصمت كبراى حق فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است. و پناه بردن‏صادقانه به حریم كرمش، گره‏گشاى هر مشكل و بر طرف كننده همه‏گرفتاریهاست.
والسلام على فاطمه المعصومه بنت الكاظم علیه السلام و اخت الرضاعلیه السلام و عمه الجواد علیه السلام و على بنات رسول الله‏المدفونات فى بقعتهاالشریفه و رحمه الله و بركاته

پی نوشت :

1- مجلسى، بحار، ج 102، ص 265.
2- ابو العباس نجاشى، رجال نجاشى، ص 183.
3- خوئى، معجم رجال الحدیث، ج 1، ص 317.
4- ابو العباس نجاشى، همان، ص 126.
5- خویى، همان، از ص 321 تا 468.
6- همان، ص 466.
7- همان، ج 8، ص 402.
8- مجلسى، تحفة الزائر، چاپ سنگى، اواخر كتاب پس از نقل زیارت.
9-ملكى، میرزا جواد آقا، المراقبات، ص 57.
10- نورى، مستدرك الوسائل، ج 3، ص 368 و 370.
11- شیخ عباس قمى، فوائد الرضویة، ص 449.
12- نورى، همان، ص 471.
13- همان، ص 468.
14- مجلسى، همان، ص 273.
15- شهید اول، المزار، ص 7.
16- مجلسى، همان، ص 272.

نویسنده: حسین مقیسه
------
منبع :
ماهنامه کوثر شماره 25

iconبرچسب‌ها : #دختر_آفتاب,
  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : 2 مرداد 93
  • نظرات()