تبلیغات
فَاطِمَةَ الزَّهرَاءِ (س) - فَاطِمَةَ معصومه سلام الله علیها

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، محبوبه خداوند (1)

قرآن پیامبران را به عنوان بهترین نمونه ها و سرمشق علمی و عملی مردمان معرفی می كند و به مهم ترین بخش ها و مؤثرترین لحظات سرنوشت ایشان اشاره می كند تا مردم هر یك به اقتضای نیازها و ضرورت ها به آنان مراجعه و از روش آنان برای دست یابی به اهداف بهره گیرند. پس از پیامبران، قرآن به گروهی از مردمان كه از آنان به عنوان اولیای ربانی یاد می كند اشاره می كند كه با پیروی از آیات كتاب های وحیانی، خود را چنان ساخته اند كه به عنوان انسان های كامل سرمشق و نمونه عینی دیگران قرارگرفته اند. از این دست انسان ها می توان به لقمان حكیم، ذوالقرنین و خضر (علیهم السلام) از مردان و به مریم، آسیه زن فرعون مصر و فاطمه (سلام الله علیه) از زنان اشاره كرد. اشاره به این افراد از آن جایی مفید و سازنده است كه آنان در مقام پیامبری قرار نداشتند تا این ادعا درباره ایشان مطرح شود كه آنان موجودات برتر بودند كه قابلیت پیروی از ایشان وجود ندارد. این مطلب از آن رو تأكید می شود كه در میان عموم مردم این باور تقویت شده كه پیامبران(ع) افراد نادر و مردمان با عنایت خاص الهی بودند كه تنها در برخی از امور می توان از آنان پیروی كرد و نمی توان با همه تلاش ها به مقامی از مقامات انسانی ایشان دست یافت. مقاله حاضر در مقام تبیین این مطالب است كه توسط نگارنده به زیور طبع آراسته گردیده است. اینك باهم آن را از نظر می گذرانیم.

گرایش افراطی و تفریطی نسبت به الگوهای دینی

در میان مردم دو گرایش افراط و تفریط همواره وجود داشته و دارد. گرایش و نگرشی كه می گوید پیامبران انسان های عادی هم چون دیگر انسان ها هستند و با نگاه به جنبه بشری بودن ایشان امكان هرگونه ارتباط میان انسان و خدا را سلب می كنند و دعوی پیامبری ایشان را به جنون و دیوانگی نسبت می دهند. در این نگرش به پیامبران، آنان حتی از انسان های عادی نیز پست تر و پایین تر می باشند؛ زیرا به دیوانگی و جنون دچار شده و امكان آن نیست كه با آنان همانند دیگر انسان های سالم برخورد و معامله كرد. این گونه است كه در اقوام پیشین همواره این گفتمان غالب مطرح بوده است كه شما بشری هم چون ما هستید و امكان آن نیست كه بشری با خدا كه در سطحی بسیار عالی و والایی است ارتباط برقرار شود و وحی آسمانی پدید آید. بنابراین در همه موارد بی كوچك ترین استثنایی همه پیامبران دروغگو شمرده و تكذیب می شدند. پیامبران نیز در واكنش به این بینش و نگرش با اقرار به بشر بودن خویش بر این نكته پا می فشرند كه ارتباط میان بشر و خدا شدنی است؛ زیرا اگر انسان مورد توجه قرارگیرد دانسته می شود كه انسان تنها همین بشره و پوست و جسم نیست تا ارتباط خدا و انسان و یا انسان و خدا شدنی نباشد؛ انسان افزون بر جنبه مادی و بشری بودن دارای ویژگی های خاصی است كه از آن به روح الهی یاد می شود. این جنبه است كه امكان ارتباط دو سویه میان انسان و خدا را می دهد. البته این ارتباط تحت شرایطی خاص و با صعود و عروج از یك سو و نزول مرتبه ای از سوی دیگر امكان پذیر و شدنی است. از این روست كه پیامبران با تایید بشری بودن خویش بر جنبه دیگر خویش نیز تأكید می ورزند و به این نكته اشاره می كنند كه آنان در فرآیند زندگی خویش در این دنیا توانسته اند با عنایت الهی خود را به مقامی برسانند كه امكان ارتباط میان آنان و خداوند فراهم آید.

از سوی دیگر گرایش افراطی دیگری وجود دارد كه برخاسته از بینش و نگرش فرابشری پیامبران است. این تفكر در مورد برخی از پیامبران پیش از این پدیدار شده بود. تولد استثنایی و اعجازی روح الله(ع) موجب آن شد تا برخی به جنبه فرابشری پیامبران و یا دست كم برخی از آنان باور پیدا كنند. در این نگرش، پیامبران هر چند در میان بشر هستند ولی موجوداتی دیگر و از ما بهترانند و امكان آن نیست كه كسی حتی با تمام ظرفیت و توان خویش بدان دست یابد. به این معنا كه آنان موجوداتی هستند كه خداوند بر پایه و اساس دیگری آفریده است. هر چند از فرشتگان به شمار نمی آیند ولی در حد بشر و انسان نیز نیستند. آسمانی كردن پیامبران و یا برخی از آنان موجب شد تا امكان تصویر درست از آنان فراهم نیاید و زمینه برای سرمشق گیری و الگوبرداری از آنان از میان برود؛ زیرا كسانی كه در مقامی برتر نشسته اند ممكن نیست ما با تلاش و كوشش خود بدان برسیم هرچند كه در این راه از همه ظرفیت انسانی خویش نیز بهره گیریم.
چنین تفكر و نگرشی موجب شد تا پیامبران از دایره سرمشق انسانی بیرون بروند و در مقام و جایگاهی دست نیافتنی قرارگیرند. برخی از نحله تصوف و عرفانی به این مسئله دامن زدند و برخی از ظاهرگرایان نیز آن را تقویت كردند. این گونه است كه برخلاف دیدگاه و نگرش قرآن و آیات وحیانی كتب آسمانی، پیامبران از حوزه الگوبرداری بیرون رفته و در عمل از اسوه مردمان بودن خارج شدند، هرچند كه به ظاهر از آنان به عنوان سرمشق و الگو یاد می كنند و به برخی از رفتار و اعمال ایشان استشهاد و استناد می شود ولی در بسیاری از مواقع از چنین استناد و استشهادی خودداری می شود.
چنین نگرش های نادرستی كه با اصول كلی مبنای قرآنی در تضاد است و قرآن و دیگر كتب وحیانی و آسمانی بر این نكته تأكید می ورزند كه آنان هر چند كه بشری همانند دیگران هستند ولی با تلاش و عنایت الهی توانسته اند به مقام خاصی دست یابند كه از آن به مقام انسان كامل یاد می شود ولی این گونه نیست كه دیگران نتوانند به این مقام دست یابند. تنها تمایز میان پیامبران و دیگر انسان های كامل در آن است كه به پیامبران عنایت خاصی می شود تا در مقام مأموریت و پیامبری قرارگیرند و به نمایندگی از خداوند در میان بشر راهنمای آنان به كمال و سعادت و حقیقت باشند.

مراتب و مقامهای معنوی دست یافتنی

در فرآیند تكاملی انسان، نیازی نیست كه همه به مقام نبوت و پیامبری دست یابند؛ زیرا مقام پیامبر مقام مأموریت و تكلیف است و این گونه نیست كه اگر كسی مأموریت ویژه ای نیافت به همه مقامات انسانی دست نمی یابد. مقام انسانی در نهایت كمالی آن دسترسی به همه اسمای الهی و ایجاد و تحقق آن در خود است. این امكان برای همگان فراهم است تا به این مقام دست یابد. بنابراین در اصل دست یابی به مقام انسان كامل تفاوتی میان انسان های معمولی و پیامبران وجود ندارد.و آن چه تمایز خوانده می شود در حقیقت تمایز حقیقی نیست و موجب نمی شود تا آنان از دایره انسان بودن بیرون رفته و امكان پیروی از ایشان از ما سلب شود.
قرآن با تاكید بر این كه ما برادری از شما را به عنوان پیامبر به سوی شما برانگیختیم می كوشد تا زمینه این نوع تفكر ونگرش را از میان بردارد تا انسان ها بتوانند از روش و منش ایشان به تمام و كمال پیروی نمایند. آنان نیز همانند دیگران می خورند و می آشامند و زناشویی می كنند و در كوی و برزن می گردند و از نعمت های خداوند بهره می برند. این تاكید تنها برای آن صورت می گیرد تا مردمان آنان را در جرگه ما بهتران قرار ندهند؛ چنان كه فرستادن هر پیامبری به زبان قومش نیز برای امكان ارتباط درست تر و آسان تر و پیروی از آموزه ها و رفتار و منش و كنش آنان است.
با این همه مشكل هم چنان پا برجاست و عده ای نمی توانند این را بپذیرند. این در حالی است كه قرآن به نمونه هائی از مردمان عادی و غیر پیامبر از اولیای الهی اشاره می كند تا این نوع تفكر را از جامعه و مردمانش بزداید. معرفی اولیای الهی چون اهل بیت عصمت و طهارت از آن رو صورت گرفت تا سرمشق های دیگری ارایه گردد كه به نظر بیرون از دایره پیامبری هستند.در زمان ما مشكل دیگری پدیدار شده است كه افراط پردازی درباره اولیای الهی است به گونه ای كه آنان را دور از دسترس قرار می دهد و امكان پیروی از آنان را از مردمان عادی سلب می كند. در حالی كه قرآن می كوشد تصویری انسانی از ایشان به دست دهد تا امكان الگوبرداری از آنان برای همگان فراهم آید.با این نگرش است كه در مقاله حاضر به بازخوانی آیاتی می پردازیم كه درباره حضرت فاطمه زهرا(س) و اهل بیت عصمت و طهارت وارد شده است تا دریابیم چرا و چگونه آنان سرمشق شدند و از چه راه هائی می توان به آنان تأسی كرد و به راه ایشان درآمد و همان نتایج را در زندگی و آخرت به دست آورد.

نویسنده: خلیل منصوری
ادامه دارد ...

------
منبع :
روزنامه کیهان


  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : 2 آبان 92
  • نظرات()