تبلیغات
فَاطِمَةَ الزَّهرَاءِ (س) - فَاطِمَةَ معصومه سلام الله علیها

شناخت واقعی ازحضرت فاطمه(سلام الله علیها)

بخشی از فرهنگ عاطفی هر ملتی وامدار نام زنانی است كه در دیباچه فداكاریها، فرهنگ عقل محور را مبهوت خویش ساخته اند. زن كه در تكاپوی خلقت، عهده دار ركن مهربانی و عطوفت گردید، به زیباترین تصویر ارائه گر احساسات ناب بشری شد. چنین عطوفتی نمایانگر عقلانیت خاضع گشته ای است كه در هر تپشش، حكمتی صدا می زند. شاید بیراهه نباشد كه با سیری در تاریخ گفته شود چنانچه هر ملتی، قدری از ره توشه ایمانی و عقیدتی خود را از ضمیر پاك و بی آلایش زنان عابده می ستاند، هم اكنون در جامعه بشری خدا محورتری می زیستیم و راز آن كه خدا در هر زمانه ای، همگام با منطق اولیا و رجال الهی اش، زنانی شایسته را نیز باز شناخته، توجه دادن به همین ركن مهم در دعوت و هدایت انسان بوده است. تاریخ از این گونه زنان بسیار دیده است.
روزگاری زنی صالحه به نام سیده زنان، مریم(س) ظهور می كند و در پگاه خاتمیت نیز بانویی پا به عرصه می گذارد كه باید همچون پیامبر و پدرش، اسوه رحمت عالمیان، آخرین ركن عطوفت و برترین زنان از نخست تا قیامت باشد. فاطمه(س) را باید شناخت، آن گونه كه بود، نه در حصار تعصب ایستا حبسش كنیم و نه آن گونه نجواگر وجودش گردیم كه در زمانه رهایی خواهی، تنها نامش را بدانیم. او یك حقیقت بود كه در روزگار رواج شبه های بی پایان كه همه چیز نبوت، خاتمیت، امامت، وحی و جبرئیل را به سخره گرفته اند، هنوز نامش تجلی تام اسم اعظم و سیره اش رونق بخش ارزشهای فردی و اجتماعی یك انسان خدایی است.
فاطمه را باید شناخت از همان آغازین روزهای حیاتش در پنجمین سال بعثت كه پدر درگیر و دار سامان بخشی رسالتش بود و او به جز پنج سال، همدم مادر نگشت و در فراق برخاسته از مظلومیت پدر و داغ ارتحال مادر، خود مادری برای پدر گشت و پاكیزه ترین مرام مادری تاریخ را به نام خود نگاشت.
این نوشتار بی گمان لحظه ای از محبت او به نگارنده است تا در پاسداشت ثانیه های سوگبار ارتحالش بیندیشیم كه فاطمه را چگونه باید شناخت. نگارنده با واكاوی گزیده نمونه های رفتاری آن بانو، تلاش می كند تا در اعتلابخشی فرهنگ فاطمی سهیم گردد.

* تفكر فاطمی

در آموزه های دینی تأكید شده انسان موجودی است كه به بی نهایت پیونده خورده است، ولی چه بسا به دلیل شكفته نشدن استعدادهایش در مراحل پست باقی مانده، خودش را موجودی كوچك می شمارد و بنابراین هر انسانی بخشی از ماهیت اصلی خود را بروز می دهد نه همه جوهره ذاتی خویش را. بی گمان، بازیابی و بهره وری در حد اعلای چنین جوهره ای با تفكر نمود می یابد. فكر كردن درباره راهكارهای عروج آدمی از پستی خاك و زندگی مادی محور، فكر كردن درباره روح بخشیدن به زندگی و خروج از بن بست تردید.
چنین تفكری را می توان در سراسر زندگی حضرت فاطمه(س) به واكاوی نشست، بویژه در مواردی كه به لحاظ شادی و دنیوی بودن موضوع، انتظار این گونه تفكری از آن بزرگوار نمی رفت، اما آن حضرت معصومانه، نشان می دهد كه آدمی در همه حال باید مسیر تفكراتش را به سوی فطرت، خداشناسی و رضایت خدا تنظیم نماید.
از این گونه، می توان به حالات معنوی فاطمه(س) در شب ازدواج اشاره داشت. شب ازدواج و آغاز لحظه های شروع یك زندگی نوین، برای هر زن و مردی خاطره انگیز است. بسیاری این لحظه های شیرین را به انواع گناه می آلایند و فكر می كنند هرگونه زشتی و پلیدی می تواند مجاز باشد. برخلاف این فكر دنیاگرانه و فلسفی، در شب عروسی، امام علی(ع)، فاطمه(س) را نگران و گریان دید، پرسید: چرا ناراحتی؟ پاسخ داد: پیرامون حال و رفتار خویش فكر كردم. به یاد پایان عمر و قبر خویش افتادم كه امروز از خانه پدر به خانه شما منتقل شدم و روزی دیگر از اینجا به طرف قبر و قیامت خواهم رفت پس تو را به خدا سوگند می دهم كه بیا تا به نماز بایستیم تا با هم در این شب خدا را عبادت كنیم.

* زندگی فاطمی

همان گونه كه در عنوان «تفكر فاطمی» بیان شد، آن حضرت شخصیتی از خود به یادگار گذاشته كه ذره ای از خلق و خوی دنیاطلبانه در آن دیده نمی شود و این مهم تنها به بركت نورانیت اندیشه های معراجی آن حضرت و فناپذیری دنیا جلوه گر گشته است. باید دانست كه زندگی مشترك حضرت امیرمؤمنان(ع) و زهرا(س) از معجزاتی است كه باید در آن تفكر شود.
در این زندگی مشترك همه چیز به محوریت رضایت خدا، تقسیم عادلانه و انصاف رقم خورده است. هر دو طرف به خوبی واقفند كه هدف از زندگی چیزی دیگر است، لذا از دنیا و دنیاطلبی چشم دوخته اند آن جا كه به صراحت حضرت زهرا(س) می فرماید: «من دنیای دنیاپرستان را دوست ندارم» . «علی جان، جانم فدای جان تو و جان و روح من سپر بلای جان تو.
ای اباالحسن، همواره با تو خواهم بود اگر تو در خیر و نیكی به سر می بری با تو خواهم زیست و اگر در سختی و بلاها گرفتار شدی باز هم با تو خواهم بود.» در این منطق و تفكر فاطمی است كه سادگی در زندگی به عنوان ارزش تلقی می گردد: «آن جا كه سلمان می گوید: روزی حضرت فاطمه را دیدم كه چادری وصله دار و ساده بر سر داشت. در شگفتی ماندم و گفتم: عجبا! دختران پادشاهان ایران و قیصر روم بر كرسی های طلایی می نشینند و پارچه های زربافت به تن می كنند، وه كه این دختر رسول خداست!نه چادرهای گران قیمت بر سر دارد و نه لباسهای زیبا!!
فاطمه پاسخ داد: «ای سلمان! خداوند بزرگ، لباسهای زینتی و تختهای طلایی را برای ما در روز قیامت ذخیره كرده است.» سپس آن بانو در بیان شگفتی سلمان به پیامبر(ص) فرمود: «ای رسول خدا(ص) سلمان از سادگی لباس من تعجب نمود. سوگند به خدایی كه تو را مبعوث فرمود. مدت پنج سال فرش خانه ما پوست گوسفند است كه شبها بر روی آن می خوابیم و بالش ما چرمی است كه از لیف خرما پر شده است» در این خانه مهربانی عیان است و تلخیها و مشكلات دنیا با یاد شیرینی و سعادت بهشت گوارا می شود. در این خانه مذاكره علمی می شود، چنانكه امام علی(ع) گزارش می دهد كه روزی یكی از زنان مدینه خدمت زهرا(س) رسید و گفت: مادری پیر دارم كه در مسایل نماز سؤالهایی دارد و مرا فرستاده است تا مسایل شرعی نماز را از شما بپرسم.
زهرا(س) فرمود: بپرس. و آن گاه زن، مسایل فراوانی مطرح كرد و پاسخ شنید. در ادامه پرسشها، آن زن خجالت كشید و گفت: ای دختر رسول خدا(ص) بیش از این نباید شما را به زحمت اندازم. فاطمه(س) فرمود: باز هم بیا و آنچه سؤال داری بپرس. آیا اگر كسی را روزی اجیر نمایند كه بار سنگینی را به بام ببرد و در مقابل، صد هزار دینار طلا مزد بگیرد، چنین كاری برای او دشوار است! من هر مسأله ای را كه پاسخ می دهم، بیش از فاصله بین زمین و عرش گوهر و لؤلؤ پاداش می گیرم پس سزاوارتر است كه بر من سنگین و دشوار نباشد.»
زن در این خانه به لحاظ امور زندگی و تربیت فرزندان به خدا نزدیك تر می شود و از اینكه بدون ضرورت با مردان نامحرم مواجه و روبه رو نمی شود ارزش می یابد. در این خانواده، زن خواسته های خود را كنترل شده از همسر تقاضا می كند و در بسیاری از موارد به سفارش پدر از همسرش خیری تقاضا نمی كند و در عمل فرهنگ عدم زیاده خواهی و تقاضا را نهادینه می سازد و چه زیبا پیامبر اكرم(ص) اقرار این زوج آسمانی را به عنوان الگوی هر زندگی به یادگار می گذارد.
در آن فرصتی كه از علی(ع) پرسید: همسرت فاطمه(س) را چگونه یافتی؟ علی(ع) پاسخ داد: خوب یار و یاوری است در اطاعت كردن از خدا، سپس از دخترش پرسید: شوهرت را چگونه یافتی؟ فرمود: بهترین شوهر است.
این عشق پاك تا آن مرحله ریشه دوانیده كه علی(ع) در حق زهرا(س) فرمود: «هرگاه به فاطمه(س) نظر كردم، غم و اندوهم برطرف شد.» و زهرا(ع) در مقام علی(ع) فرمود: «علی امامی ربانی، الهی، نورانی و مركز توجه همه عارفان و خداپرستان است.» به راستی این زندگی همراه با شناخت و عرفان را نباید معجزه بدانیم؟ با این حال، این واقعیت است كه زهرا(س) و علی(ع) چنین زیستند و این واقعیت را باید در تمام دوران و زندگی به باور رساند كه این دو بزرگوار این گونه از زندگی را خدایی ترین شیوه یافتند و وای بر كسی كه تردید در فضیلت اینها نماید.

* دفاع فاطمی

تاكنون گزیده رفتار حضرت زهرا(س) در زندگی خانوادگی نگاشته شد، ولی اینها همه شخصیت زهرا(س) نیست، زیرا حماسی ترین خصوصیات رفتاری آن بزرگوار در دفاعیه های آگاهانه اش متجلی می شود. زهرا(س) فارغ از ارتباط خانوادگی، به عنوان پاره تن رسول خدا(ص) تا آخرین لحظه حیات بابركتش مدافع امامت بود، او كه خود از اهل بیت پاك پیامبر(ص) بود، فرمود: ما اهل بیت(ع) وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم. ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاكی ها، ما دلیلهای روشن خداییم و وارث پیامبران الهی.
وظیفه آگاهانه حضرت زهرا(س) پس از ارتحال پیامبر(ص) یادآوری حماسه غدیرخم بود كه مردم با معیار قرار دادن آن دیانت و ایمان خود را بسنجند. محمود بن لبید می گوید: «پس از رحلت پیامبر(ص)، فاطمه(س) را در كنار قبر حضرت حمزه در احد در حال عزاداری و گریه مشاهده كردم. فرصت را غنیمت شمرده سؤال كردم: آیا برای امامت علی(ع) از سخنان رسول گرامی اسلام(ص) می توان دلیلی آورد؟ حضرت زهرا(س) پاسخ داد: شگفتا! آیا روز غدیرخم را فراموش كرده اید؟ شنیدم كه پیامبر(ص) فرمود: علی بهترین كسی است كه او را جانشین خود در میان شما قرار می دهم.
علی(ع) امام و خلیفه بعد از من است و دو فرزندم حسن و حسین و نه نفر از فرزندان حسین پیشوایان و امامانی پاك و نیكند. اگر از آنها اطاعت كنید، شما را هدایت خواهند كرد و اگر مخالفت ورزید تا روز قیامت بلای تفرقه و اختلاف در میان شما حاكم خواهد بود» زهرا(س) به قدری رستاخیز غدیرخم را با عظمت و كافی در هدایت بخشی مردم می دانست كه در پاسخ بهانه جوها و بی تفاوت ها فرمود: «پس از غدیرخم، خداوند برای هیچ كس عذر و بهانه ای باقی نگذاشت.» «دور شوید و مرا به حال خود واگذارید. پس از كوتاهی و سهل انگاری، جایی برای عذرخواهی نمانده است، آیا پدرم پیامبر(ص) پس از حادثه غدیرخم جایی برای عذرتراشی و بی تفاوتی باقی گذاشته است؟» از دیگر حماسه های ماندگار آن حضرت می توان به تفسیر نمودن رفتاری مظلوم اشاره داشت، زیرا آن حضرت فهماند كه اگر كسی مظلوم و ستمدیده واقع شد، باید برای گرفتن حقش به پاخیزد و چه آگاهانه و مظلومانه حضرت زهرا(س) در تداوم مبارزات منفی اش بر ضد گمراهان سقیفه به امام علی(ع) وصیت كرد: همانا من تو را وصیت می كنم كه غسل و كفن كردن مرا كسی غیر از تو انجام ندهد و وقتی وفات كردم، مرا شبانه دفن كن و هیچ كس را خبر نكن.
هیچ كس از آنان كه به من ظلم كرده و حق مرا غصب نمودند، نباید در تشییع جنازه من شركت كنند، زیرا آنان دشمنان من و دشمنان رسول خدا(ص) می باشند.

منابع:

1- دیدگاههای اخیر عبدالكریم سروش و نامه دومش به آیة ا... جعفر سبحانی با عنوان «طوطی و زنبور»
2- نصر. عباس. آفات شخصیت
3- دشتی. محمد. نهج الحیاة/24 به نقل از شیخ مفید. ارشاد
4- الغدیر، علامه امینی
5- كوكب الدری، علامه حائری مازندرانی
6- مناقب، ابن شهر آشوب342/3

نویسنده: محمد حسن پاكدامن
------
منبع :
روزنامه قدس


  • نوشته شده توسط : میثم طاهری
  • در تاریخ : 1 آذر 89
  • نظرات()